چهارشنبه ۴/ آذر ماه/۸۸ روز « بسیج مستضعفین، سازندگی و پیشرفت»
بر بسیجیان مبارک باد.

بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی نشان گرفتهاند و بسیجی سرباز گمنان امام زمان(عج) است که در مکتب عاشورا تربیت یافته و در دفاع مقدس خود مدرس سلسه رهجویان شهادت گشت .
بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نمودهاند و بسیجی آن رزمنده پاکبازیست که شبها در فراق مولای خود نجوا می کند و روز در جهادی حضور دارد که یک روز در برابر هجوم نظام سلطه ایستادگی کرده و اینک در برابر تهاجم فرهنگی اش خاکریز زده است .
و تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقیناً از برکات و الطاف جلیة خداوند تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد . چرا که اگر بسیج نبود در دفاع مقدس نمی توانستیم در برابر دشمن تا دندان مسلح ایستادگی کنیم و هرجا که نوای دلنشین بسیج طنین انداز شده تحول عظیم ببار آورده که ثمرات آن در همه زمینه ها آشکار شده است .
بسیجی کسی است که شور و شعور را در هم آمیخته و پیوندی ناگسستنی با مولای خوبان دارد که در قالب زمان محدود نشده و همچنان ادامه دارد. تا زمانیکه کشور محتاج امنیت است حضور بسیج و بسیجی لازم و ضروری است و هیچ کشوری در هیچ زمانی بدون امنیت نمی تواند به حیات خود ادامه دهد .
بسیج یک نیروی مردمی است و به طبقه خاصی تعلق ندارد و بسیجی را می توان در هر قشری از اجتماع جستجو کردو یافت . بسیجی با ایمان عمیق توام با عواطفی که از خصوصیات ملت ایران سرچشمه می گیرد رفتار و عملکرد دشمن را رصد کرده و هرزمان لازم شد وارد میدان شده و با تفکری که از اسلام ناب محمدی(ص) نشات می گیرد به مقابله با خطرات می رود .
در یک کلام بسیجی نیرویی کارآمد و سرمایه ای گرانبها برای اسلام و انقلاب و کشور است که باوجود آن ، کشور از گزند دشمنان مصون مانده و راههای ترقی و پیشرفت با سرعتی بیشتر طی می شود و هرکس که این نیروی عظیم را انکار کند در خرد و یا صداقت او باید شک کرد .
اگر بخواهيم مفهوم بسيج و بسيجي را در ادبيات انقلاب اسلامي جستجو كنيم، چاره اي جز بيان مراد حضرت امام (ره) از بسيج و بسيجي نداريم. در انديشه امام(ره) بسيج نهادي است اجتماعي با ابعاد متعدد. در اين نگرش بسيج ديگر صرفاً سازماني نظامي نيست كه فقط در زمان جنگ و براي دفاع در مقابل دشمن شكل گرفته باشد، بلكه نهادي است وسيع و پاسخگوي نيازهاي اساسي و حياتي جامعه و با اجزاي ديگر نظام، چنان هماهنگي و پيوند دارد كه انفصال آن جز با انحلال جامعه اسلامي متصور نيست. بسيج در صورتي مي تواند نهادي جامع و شامل جهات متعدد و پايدار شناخته شود كه نيازهاي دايمي و باورها و ارزش هاي فرهنگي پديد آورنده آن به روشني تعريف شوند، اين نيازها ممكن است اقتصادي، سياسي، فرهنگي و يا نظامي باشند.
به فرموده امام(ره) « بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پر ثمري است كه شكوفه هاي آن بوي بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مي دهد، بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدسته هاي رفيع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسيج ميقات پا برهنگان معراج انديشه پاك اسلامي است كه تربيت يافتگان آن، نام ونشاني در گمنامي و بي نشاني گرفته اند.»
از ديدگاه امام بسيجي كسي است كه در عمل علاقه خود را به پيشرفت و حفظ و گسترش اقتدار نظام اسلامي و شأن و حيثيت ملت مسلمان نشان دهد. يعني بسيجي بودن معيار و ملاكي است كه بر اساس آن ميزان تعهد اعضاي آن به اصول و آرمان هاي انقلابي سنجيده مي شود.
منبع: پایگاه مقاومت بسیج شرکت شهرکهای صنعتی فارس

بسيج يعني انسان با همتي كه غيرت ديني و دانايي فكري
و نيازشناسي و ابتكار و جوشش ذهني و خلاقيت دارد
و وارد ميدان ميشود.
مقام معظم رهبري(مدظله العالي)

سهشنبه - 3/ آذرماه/88 روز « بسيج مستضعفين، هوشياري و جهادفرهنگي » بر بيداردلان هميشه در صحنه مبارك باد.

دانش آموزان همچون ساير گروه هاي ملت در اطاعت از فرمان حضرت امام (ره) كه همه را دعوت به مبارزه بي امان با رژيم امريكايي شاه مي نمود، سر از پا نمي شناختند و نجات اسلام را در پيروي كامل از امام (ره) سازش ناپذير مي دانستند. اين طبقه جوان و فعال جامعه بحق يكي از اركان و پايه هاي مهم انقلاب پيروزمند اسلامي بودند.
صبح روز 13 آبان 1357 ه.ش دانش آموزان در حالي كه مدارس را تعطيل كرده بودند روبه سوي دانشگاه نهادند تا بار ديگر پيوندشان را با رهبر بت شكن خويش به جهان اعلام نمايند. اين جوانان پرشور خداجو گروه گروه داخل دانشگاه شدند و به همراه دانشجويان و گروههاي ديگري از مردم در زمين چمن دانشگاه اجتماع كردند. مأموران شاه، دانشگاه را به محاصره خود درآورده بودند تا چنانچه فرياد حق طلبانه از گلويي برخاست آن را با گلوله پاسخ دهند. دانش آموزان در كناره نرده ها و زمين چمن اجتماع كرده بودند و فرياد مقدس "الله اكبر" آنان فضا را مي شكافت و تا فاصله هاي دور طنين مي انداخت.
ساعت يازده صبح مأموران ابتدا چند گلوله گاز اشك آور در ميان دانش آموزان و دانشجويان پرتاب كردند. اجتماع كنندگان در حالي كه به سختي نفس مي كشيدند، صداي خود را رساتر كردند و با فرياد دشمن شكن "الله اكبر" لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افكندند.

ادامــه مـطـلـب
هر كجا بوى خـــــــــــــــــــــدا مى آيد خلق بين بى سر و پا مى آيد
زانك جان ها همه تشنه ست به وى تشنه را بانگ ســــقا مى آيد
شـــــــيرخوار كرمـــــــند و نگـــــــران تا كه مــــــــادر ز كجا مى آيد
در فراقــــــــند و هـــــمه منـــــتظرند كز كجا وصــــــل و لقا مى آيد
از مســـــــلمان و جــــــهود و ترســا هر سحر بانــــگ دعــا مى آيد
خــــنك آن هوش كه در گوش دلــش ز آســـمان بانگ صــلا مى آيد
گـــــــوش خـــــود را ز جفا پاك كنـيد زانك بانـــگى ز سمــــا مى آيد
گـــــوش آلوده ننوشــــد آن بانــــــگ هر سزايى به ســـــزا مى آيد
چشـــــم آلوده مكـــن از خد و خــال كـــان شهنشـــــاه بقا مى آيد
ور شد آلوده به اشكش مى شــوى زانـك از آن اشـــك دوا مــى آيد
كاروان شكر از مصـــــر رســـــــــــيد شـــــرفه گــــــام و درا مـى آيد
هين خمــــــــــش كز پى باقى غزل شــــــــاه گوينــــده مـا مى آيد
شمس تبریزی
زادگاه
امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه منوره ديده به جهان گشود.
كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلي
لقبها
رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير
مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت (رضا) است و در سبب اين لقب گفته اند: (او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.)
مادر امام
در روايتهاي مختلفي كه به ما رسيده است نامها و كينه ها و لقبهاي ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را براي مادر آن حضرت آورده اند.
زاد روز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاي (148 و 151 و 153ق) و در روزهاي جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذي القعده ناميده اند.

ادامــه مـطـلـب
علامه طباطبايي معتقد است که خداوند متعال در شب قدر حوادث يک سال را تقدير ميکند و زندگي، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و اموري از اين قبيل را در اين شب مقدر ميگرداند. متن ذيل حاصل بخشي از آراي علامه طباطبايي در باب شب قدر در تفسير الميزان است.
شب قدر يعني چه؟ مراد از قدر، تقدير و اندازهگيري است و شب قدر شب اندازهگيري است و خداوند متعال در اين شب حوادث يک سال را تقدير ميکند و زندگي، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و اموري از اين قبيل را در اين شب مقدر ميگرداند.
شب قدر کدام شب است؟ در قرآن کريم آيهاي که به صراحت بيان کند شب قدر چه شبي است ديده نميشود. ولي از جمعبندي چند آيه از قرآن کريم ميتوان فهميد که شب قدر يکي از شبهاي ماه مبارک رمضان است. قرآن کريم از يک سو ميفرمايد: « انا انزلناه في ليله مبارکه.»(دخان / 3) اين آيه گوياي اين مطلب است که قرآن يکپارچه در يک شب مبارک نازل شده است و از سوي ديگر ميفرمايد: « شهررمضان الذي انزل فيه القرآن.»(بقره / 185)و گوياي اين است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است و در سوره قدر ميفرمايد: «انا انزلناه في ليله القدر.»(قدر/1) از مجموع اين آيات استفاده ميشود که قرآن کريم در يک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما اينکه کدام يک از شبهاي ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کريم چيزي بر آن دلالت ندارد و تنها از راه اخبار ميتوان آن شب را معين کرد.
در بعضي از روايات منقول از ائمه اطهار عليهم السلام شب قدر مردد بين نوزدهم و بيست و يکم و بيست و سوم ماه رمضان است و در برخي ديگر از آنها مردد بين شب بيست و يکم و بيست و سوم و در روايات ديگري متعين در شب بيست و سوم است. و عدم تعيين يک شب به جهت تعظيم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نکنند. پس از ديدگاه روايات ائمه اهل بيت عليهم السلام شب قدر از شبهاي ماه رمضان و يکي از سه شب نوزدهم و بيست و يکم و بيست و سوم است. اما روايات منقول از طرق اهل سنت به طور عجيبي با هم اختلاف داشته و قابل جمع نيستند، ولي معروف بين اهل سنت اين است که شب بيست و هفتم ماه رمضان شب قدر است و در آن شب قرآن نازل شده است. تکرار شب قدر در هر سال شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالي که قرآن در آن نازل شد نيست، بلکه با تکرار سالها، آن شب نيز تکرار ميشود.
ادامــه مـطـلـب
من غلام روی زيبای حسن دل شدستم مست صهبای حسن
جان و دل را بنده خود ساخته حسن خلق و نطق زيبای حسن
رحم بر جان و تن امت نمود حسن احوال دلارای حسن
صد فلاطون لوح خوان مکتبش بحر حکمت عقل دانای حسن
حاتمش کمتر غلامی بر در است زان سخای صبع غرای حسن
بحر علم و بحر حلم و بحر جود بوده قلب معرفت زای حسن
کرم بر قاتل خود رحم کرد پر زرحمت بوده مينای حسن
دوستانش شافعان محشرند از نفاذ حکم والای حسن
مقعد صدق وصال از او بجو نيست جايی ارفع ازجای حسن
عروة الوثقی است مهر ن جناب چنگ زن اندر تولای حسن
راز آن شه در نيايد در بيان رو بجو از قلب مولای حسن
میلاد امام حسین مجتبی بر تمام روزهداران و مسلمین جهان مبارک باد.
خوش روزه خوش نماز و خوش باشين.


